تاريخ : شنبه 22 دی 1397برچسب:, | 1:54 | نویسنده : Ali

 گذشته ام از فریادها

من فرزند بهت ام

فرزند سکوت

مرا با سکوتت همراهی کن

با من حرف نزن 

مرا میهمان آهی کن ...



تاريخ : جمعه 7 مهر 1396برچسب:, | 22:33 | نویسنده : Ali

 پیدایش ام در امواجِ نیستی بود 

پروردگارم عدم 

قصه ام تکرارهای بی تکرار بود 

شعرم پُتک

دریایم تلاطم دیروز ها بود 

فردایم دیروز 

مسیرم تنیدگی کوبیدن ها بود 

کوچه ام لزج

حوالی ام رقص وخامت های چسبناک بود

چسبناکی ام مریض

خستگی ام نقد بیرون و درونم بود

بهارم محو

غلامانم برده من بودند 

من برده غلامانم 

 

 

سید علی هاشمی 

 



تاريخ : سه شنبه 5 ارديبهشت 1396برچسب:, | 1:13 | نویسنده : Ali

 با من از خواب بگو

از نور مهتاب بگو

فرصتی نیست عزیز

از دل بی تاب بگو

 

با من از جان بگو

از کم و طغیان بگو

هیچ از هیچ مگو

از غم و عصیان بگو

 

با من از یار بگو

از شب بیدار بگو

شب همان منتظر است

از ره هموار بگو

 

 

با من از خواب بگو

از نور مهتاب بگو

فرصتی نیست عزیز

از دل بی تاب بگو

 

سید علی هاشمی

دلنوشته



تاريخ : یک شنبه 15 اسفند 1395برچسب:, | 21:37 | نویسنده : Ali

 من همین حوالی ام تو مرا پیدا کن

دل خسته مرا تو فقط شیدا کن 

 

ردپایی اگر از من تو ندیدی نگرد

در فراسوی خیالت برهان غوغا کن

 

سید علی هاشمی



تاريخ : یک شنبه 7 اسفند 1395برچسب:, | 23:54 | نویسنده : Ali

من و این همهمه های بی وجود همزادیم

و برای دل نماز بی سجود می خواندیم

 

دل عفریته به ما خوش بود ! آه

که ندانستیم و بی عمق و فرود می ماندیم

 



تاريخ : جمعه 6 اسفند 1395برچسب:, | 22:29 | نویسنده : Ali

 کنار تنهایی های من بایست

من ٫ تو ٫ آن نبودن ها ٫ میشویم ما

چه زیبا

که از آن سیاهی ها ٫ که از آن تباهی ها

گریختیم

و به یک مهلکه درد رسیدیم

ندیدیم ٫ هیچ ندیدیم

فقط از صوت دل انگیز شیاطین خندیدیم

و ای کاش نمی ماندیم 

با هرآنکس که عبور کرد ٫ می رفتیم و دل می بستیم

از نهان خانه آنان نه به شوق 

بلکه با چشمی پر از خون ...

 



تاريخ : پنج شنبه 5 اسفند 1395برچسب:, | 11:39 | نویسنده : Ali

 باز آمدی و آمدنت به فال نیک است

در آمدنت ناز و کرشمه ها شریک است

 

ای دل به کجا روم ز این سور ؟

نافذ شده در جانم ٫ مانند چریک است 

 

سید علی هاشمی



تاريخ : پنج شنبه 5 اسفند 1395برچسب:, | 11:36 | نویسنده : Ali

 من عازم آن شهر و دیار تو شدم

در محبس عشاق و شکار تو شدم

 

از این همه عمر ٫ تازه کاری شده ام

فخر است مرا که تازه کار تو شدم 

 

سید علی هاشمی 



تاريخ : دو شنبه 25 بهمن 1395برچسب:, | 23:9 | نویسنده : Ali

 برای با من بودن نیازی به شب نیست

من فریادِ شب های بی پایانم

منِ اینگونه از هیچ نمایانم

تو از گرگ می ترسی

من از ناشنیده های شب

شب ؛ فریاد است

تو از فریاد می ترسی

اسم من بیداد است

هرزگی کن دوست من

که به سرانجام می رسد این شب ها

من به سرانجام می رسم

من به سرانجام هر دام می رسم

دام من نگاه است

دام من نهانگاه های بی آه است

تو از نهان می ترسی

من همان پیدا ، در همان پیکار 

صدای شیون که می آید ؟

گویی نوزادان اند 

تو از نفیر یک نوزاد می ترسی

من همان ...

 



تاريخ : یک شنبه 24 بهمن 1395برچسب:, | 22:14 | نویسنده : Ali

 من چیزی نمی دانم

سرگشته و حیرانم

عقلی به سرم دارم ؟

من هیچ نمی دانم

 

من مرده و بی هوشم

آزرده و بی حالم

در یک قدمی ماندم

من هیچ نمی دانم 

 

عشقی به دلم دارم

گوید بروم با سر

اصلی به سرم دارم

گوید نروم هی دَم

من هیچ نمی دانم

 

درمانده و بی جانم

جانکاهم و در راهم

با یک دو دلی ماندم

من هیچ نمی دانم

 

شب ها همه در خوابم

روز ها همه در کارم

من بی شب و بی روزم

من هیچ نمی دانم ...

 

سد علی هاشمی

همه خوبن - سید علی هاشمی

 

 



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 16 صفحه بعد